تبليغاتX
يه شنونده
دیدن تصاویر زیبای حرکات هوازی با لباس سنتی و محلی از آنجا جالب توجه است که در بسیاری از مراسم آیینی کشورمان تاکیدی بر پوشیدن این لباسها وجود ندارد . اما جاییکه انجام حرکات ورزشی نیاز به آزادی عمل دارد ، به تن کردن پیراهن دکمه دار و جلیقه نوبر است . امیدوارم منظور دوستان از این نمایش آماتور "نوآوری" نبوده باشد.

 

 

 

باقیمانده عکسها در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 17:31 توسط يه شنونده

قصد نداشته و ندارم درباره سفر عراق اینجا چیزی بنویسم اما حیفم آمد از افتتاح گنبد جدید حرم امام جواد (ع) که جوان ترین امام هستند و بنابه فرموده بزرگان عنایت خاصی به حاجات جوانان و خواسته های دنیوی ایشان دارند چند عکس یادگاری نگذارم . با سپاس از دوست و همسفر خوبم " ناصر گلی" که افتخار آشنایی با او هم در این سفر حاصل شد.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 13:26 توسط يه شنونده

 

 

در قفسم آیینه ای نصب شد تا پر و بالم دو برابر شود ! 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 11:11 توسط يه شنونده

 

اینکه میگویند هر بی سرو پایی را به دربارش راه میدهند را باور نداشتم تا اینکه خودم را اجازه ورود دادند.

 

باورنکردنی است همه آنچه را که تا امروز در ذهنم تصور میکردم از نزدیک ببینم . به دور حرم امن علمدارش طواف کنم و یاد روضه هایی بیفتم که از کودکی شنیده ام . یاد گریه های کودکانش موقع تشنگی و آبی که حالا بی خیال به راه خود ادامه میدهد. حرم بابای مهربان شیعه را بو کنم و حس کودک اواره ای را تجربه کنم که دستان مهربان پدر بالای سر اوست . حرم مطهر دو امام جوان که ضریح و بارگاهشان حالا آماده پرده برداری است (اصلا" برای مراسم افتتاح مجدد گنبد جدید حضرت جواد(ع) آنجا میرویم).

مسجد کوفه ، مزار شریف مسلم ، قتلگاه ، حرم ، علقمه ، یا لااله الا الله .......

خدا کند آنجا که میروم لیاقت نوکری داشته باشم . دلی پر از درد و درخواست به ساحت مقدسش میبرم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید . به یاد همه شما خواهم بود . با آنها که خندیدم و گریستم . با آنها که با من خوب نبودند و من هم ... با آنها که دلم را شکستند و دلشان را شکستم . با آنها که به من نزدیک بودند و دور و من هم ... با آنها که حرفی خواستم بزنم وزبانم بند آمد . به او که هرصبح برایش صدقه انداختم .

چقدر اشعار گوناگون به ذهنم میزند بی ربط !

آه ای صبا چون تو مدهوشم من  ، خود فراموشم من ، خانه بر دوشم من ، خانه بر دوش

من در پی اش کو به کو افتادم دل به عشقش دادم حلقه در گوشم من ، حلقه در گوش

گر در کویش برسی برسان این پیام مرا : بی چراغ رویت من ندارم دیگر تاب این شبهای سرد و خاموش

هرگز ، هرگز باور نکنم عهد و پیمان ما شد فراموش ........

بگذار سوز وگدازم یخهای قلب منجدم را ذوب کند تا که بگویم :

مرده بدم ، زنده شدم

گریه بدم ، خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم ...........


مولایم بی سروپایی را بدون ملاحظه راه داده است . این پست بدون تایید دل نوشته های شما را به ساحت او تقدیم میکند .

+ نوشته شده در جمعه 2 فروردین1387ساعت 11:30 توسط يه شنونده